حنای جنگ

برخی از مشخصات این کتاب به شرح زیر است؛
موضوع: جنگ ایران و عراق
انتشارات: صریر
چاپ نخست: 1395
مدیر اجرایی: لیلا مرتضیپور
در قسمتی از این کتاب میخوانیم؛
کابوس های من
چند روزی بود که حال عجیبی پیدا کرده بودم. شب ها کابوس میدیدم و خواب های پریشان، و روزها دلم گرفته بود و غمگین بودم. تمام روزهایم شده بودند غروب عصر جمعه. دل ودماغ کار کردن نداشتم. دوست داشتم ولی الله بیاید مرخصی. همان روزها بود که خبر شهادتش آمد.
انگار کابوس هایم به واقعیت تبدیل شده بودند. انگار از قبل به من الهام شده بود که اتفاق مهمی خواهد افتاد، اما اص الً انتظار رفتن برادرم را نداشتم. با شنیدن آن خبر در خانوادۀ ما غوغایی شد. پدرم که شنید ولی الله شهید شده همان روز از غصه دق کرد و مرد.
پیکر برادرم را که آوردند با پیکر پدرم با هم تشییع کردیم. ول یالله با رفتنش ما را عزادار خودش و پدر کرد.
راوی: مخدره بابایی، خواهر شهید