آخرین اخبار:

شهید حمید آزادیان

شهید حمید آزادیان

نام پدر: حسین علی
تاریخ تولد: 1347/6/1
تاریخ شهادت: 1365/1/25
محل شهادت: مجنون
مشاغل: ...........
محل تولد: قم - قم - قم
علت شهادت: ...........
محل دفن: بلوک:3 ردیف:6 شماره مزار:378 نام گلزار:علی ابن جعفر شهر:قم - قم
آزادیان

                                          

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان که تمام هستی و جان و مالمان در ید قدرت اوست و بجز سپاس و ستایشی به درگاه او کسی دیگری را نمی توانیم برانگیزیم و بنام او که به من تفکر داد و من را از حالت حیوانیت جدا ساخت تا من بتوانم بوسیله این قدرت الهی حق را از باطل تشخیص بدهم و برای خود هدف و مقصدی عالی انتخاب کنم و برای رسیدن به این هدف مرا راهنمایی و کمک کرد.

پرودگارا از این نعمات بی پایان تو سپاسگذارم که بر این بنده حقیر و کوچک خود و به عالم هستی عطا نمودی و موجب سرافرازی من شدی و شهادت را نصیبم گردانیدی و آن را که می دانم مقام شهید مقامی بس بلند است و حال خواهش از پروردگار این عالم هستی دارم و اکنون که مرا به این راه و مقصد راهنمایی کردی امراض را که هر انسانی دارد مثل عجب و ریا و کبر وغرور که این ها ظاهرا ممکن است متعدد باشند اما در این حقیقت که همگی یک ریشه بیشتر ندارد و می خواهم که این ها را از من دورتر گردانی زیرا که همین غرایز هستند که موجب سوء ظن بد گمانی هر فرد می شود.

و با سلام و درود بر حضرت مهدی (عج) و یاران با وفای او که مردمی هستند فولاد دل که همه وجودشان یقین به خداست. مردانی که سخت تر از صخره ها که اگر بر کوهی و کوهها روی آوردند آنها را از بر می کنند و با سلام و درود بر نائب بر حقش امام خمینی این منجی عالم مستضعفان که با رهبری امام گونه خود موجب شد که انقلاب امام حسین (ع) دگر بار تکرار شود و انقلابی که بوسیله مستکبران زمان از صحنه تاریخ محو می شود دوباره در یادها زنده شود و سلام بر یاران امام که هر یک از آنان راهبان شب و شیران روز و هم آنان اند که گوش به فرمان امام خویش ایشان چون مشعل های فروزانند که دلهای استوارشان بسان قندیل های نور در سینه هاشان آویخته است و این مردان تنها از خدا می ترسند و فریاد لا اله اله الله و الله اکبر آنها بلند است و همواره شهادت و کشته شدن در راه خدا را آرزو می کنند و شعار آنها یا لثارات الحسین. بیاید به طلب خون حسین و یاران حسین است و به هر سوی روی آوردند ترس و بیم از هیبت آنها پیشایش درد مردمان افتد. این خدا جویان سبک بال بسوی خداوند خویش روی آوردند خدا به دست آنان امر حق را یاری می فرماید.

باسلام و درود بر شهیدان و معلولین این نقلاب و جنگ تحمیلی که از جان و مال خود گذشته و برای دفاع از دستگاه و مردهای انقلاب اسلامی  مرزهای جمهوری اسلامی از جان و مال خود گذشته و از جان خود دست شسته اند و به طرف محبوب خود حرکت کرده اند و سلام بر خانواده شهدا که با دست خود چه جوانان پاک طینتی را تقدیم خدا کرده و دفاع از مرزهای کشور کرده اند.

من در اینجا نکته ای را عرض می کنم که ای خانواده ی عزیز فرزندان شما قبل از اینکه مرگ گریبانشان را بگیرد خودشان گریبان مرگ را گرفته اند و این نکته با ارزش است و حال با سلام و درود بر پدر و مادر عزیزم و عرایضی دارم خدمت مادر بزرگوار خود که ای مادر عزیز از شیری که به من داده ای حلالم کن و من از شبهایی که بیدار بر سر بسترم گذرانده ای از من که در ایام کودکی دل نازک و بیچاره بودم که حتی از دور کردن یک مگس عاجز بودم مواظبت کردی متشکرم و جز این کارها نمی توانم بر تو انجام دهم اما می دانم که این مواظبت شما مادرانم در درگاه خدا اجر بسیاری دارد و نکته دیگر این است که من هرگز اجازه ندارم بگویم برای شهادتم گریه نکنید اما امیدوارم طوری عمل کنید که دشمنان انقلاب از ناله های شما خشنود نشود و یا خانواده شهدای دیگر دلسرد نشود و دو سه بیتی شعر به این مناسبت بیان می کنم

مریز اشک و مکن ناله در شهادت من / که مرگ سرخ بود لحظه ولادت من

جهاد پاک تو صبر است مادر خوبم / تو سرافراز بمان ای بزرگ محبوبم

بدان که رحمت حق بر تو ای زمان بارد / که دشمنت نتواند حقیر بشمارد

بهوش باش و در این رزمگه مشو خاموش / رسالت من از این پس تو می کشی بر دوش

من از تو هستم و در من هر آنچه هست توئی / تو از خدائی و پیروز بی شکست توئی

 و حال ای پدر عزیز از زحماتی که برای من کشیدی بسیار متشکرم و عرضی با شما دارم که مبادا در مجلسی شرکت داشته باشید و در آن جا دشمنان اسلام بر علیه انقلاب و رهبر انقلاب و بزرگان کشور بدگویی کنند چون در آنجا شما باید مانند مشت کوبنده ای بر دهان ضد انقلاب باشید و از برادر و خواهر کوچکتر خودم معذرت می خواهم که اگر تاکنون حق شما را اداء نکردم و امیدوارم که خداوند به شما صبر بسیار عطا کند.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار، رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما، مجروحین و معلولین شفا عنایت فرما، زندانیان جنگی آزادشان بگردان، زیارت کربلا نصیب ما بگردان آمین یا رب العالمین.         

 

آزادیان

مادر شهید :

ایشان خیلی اخلاق خوبی داشتند. ایشان خیلی با همه خوش برخورد بود و همه اقوام را تا اندازه ای دوست داشت و احترام می گذاشت. از کودکی به معنویات نماز و غیره زبان زد بودند. در زمان پیروزی انقلاب هم خیلی فعال بودند در تظاهراتها و برنامه های مذهبی. یک شب ایشان روی پشت بام رفته بودند و مرگ بر شاه می گفتند که شناسایی می شوند و یک نارنجک به طرف ایشان پرتاب می شود که ایشان از پشت بام به حیاط خانه پرتاب می شوند اما الحمدالله هیچ صدمه ای به ایشان نمی زند. یک روز هم در فرار از دست رژیم ایشان زیر دست و پا می ماند اما باز اتفاق خاصی برای ایشان نمی افتد ولی بعد از 2 روز ایشان مریض شد و بعد ما متوجه شدیم که تمام بدن ایشان زخم شده بود.

بعد از پیروزی انقلاب هم که جنگ شروع شد اولین بار از طرف مدرسه رفتند که من اول قبول نمی کردم اما با اصرار ایشان من قبول کردم وقتی که برگشت خیلی متحول شده بود و رفت در بسیج ثبت نام کرد. ایشان 3مرتبه به جبهه رفتند که 2 مرتبه آخر را به جزیزه مجنون رفتند. آخرین بار 64/12/24 بود که آمد خانه و با ما خداحافظی کرد اما چون می دانست من خیلی بی تابی می کنم چیزی به من نگفت و بعد به راه آهن رفت. دفعات قبل هیچ موقع وصیت نامه نمی نوشت. نامه می نوشت.

ایشان بعد از طفولیت وارد مدرسه شد و تا سوم دبیرستان به تحصیل عدم داد و بعد هم به جبهه رفت و شهید شد. ایشان نماز شب را همیشه می خواند و مرتب روزه می گرفت و هر چه ما مخالفت می کردیم فایده ای نداشت حتی مرا هم به نماز شب تشوق می کرد. یک شب من نیمه های شب از خواب بیدار شدم و متوجه شدم که ایشان در راهرو ایستاد و مشغول نماز شب است و تا صدای مرا شنید سرشان را تکان دادن که من متوجه شوم و من خیلی از این کار خدا را شکر کردم و دیگر نمی توانستم چه باید بکنم و این خاطره همیشه در ذهن من باقی مانده است. 

 

 

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه