شهدای فارس - صفحه 3

آخرین اخبار:
شهدای فارس
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۲۶»

پایگاه زیر گلوله بعثی‌ها

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «من بنای مخالفت سر دادم و به ایشان گفتم بهتر است جانب احتیاط را از دست ندهیم. از پائین جاده حرکت می‌کنیم بقیه بچه‌ها هم قبول کردند و به آبادان رفتیم و پس از حمام من زودتر از آن‌ها به مقر برگشتم و حدوداً ساعت ۱۱:۳۰ بود...» قسمت بیست‌وششم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۲۵»

آمبولانس در مقر نبود

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «وقتی داخل مقر شدیم برادر الوانی را دیدم و از او سوال کردم: علی خبری شده؟! علی در جواب گفت: برادر جوکار بالای سنگر ایستاده بود و بعثیان کافر و از خدا بی‌خبر او را دیدند و به سمتش تیراندازی کردند و یک تیر به شانه‌اش خورد و بعد او را به بیمارستان انتقال دادیم...» قسمت بیست و پنجم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۲۴»

یک کیلومتر سینه خیز، دو زخمی را عقب آورد

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «زمانی که این برادران رفتند واقعاً دلم گرفت و مرتب احساس کمبود می‌کردم، چون با این عزیزان آنقدر دوست بودیم که یک لحظه دوری هم را نمی‌توانستم تحمل کنیم و هر جا و هر ساعت یاد و ذکر خیر آن‌ها می‌کردیم...» قسمت بیست و چهارم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۲۳»

تنور نان پزی در ساختمان

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «چند روزی که گذشت عده‌ای از برادران یک تنور نان پزی در ساختمان درست کردند و از آن روز آرد آوردیم و خودمان نان می‌پختیم و می‌خوردیم و طور‌ی این کار انجام می‌شد که انگار همگی در این امور استاد بودیم...» قسمت بیست و سوم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۲۲»

ما پیروز هستیم و نابودی و پوسیدگی ازآن کافران است

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «زمانی که برادر مرشدی به ساختمان آمد متوجه شدیم که تمام لباس‌هایش پر از خون است و وقتی جریان را پرسیدم برایمان قضیه راتعریف کرد و گفت: زمانی که بعثی‌ها به سمت ما تیراندازی کردند اول...» قسمت بیست و دوم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۲۱»

لباس‌هایی آغشته به خون

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «روز‌ها و شب‌ها برای ما سپری می‌شد و کار هر روزمان تکرار روز‌های قبل بود. روز‌ها داخل ساختمان و شب‌ها هم بیرون از آن به پاسداری از حوزه تحت مسئولیتی می‌پرداختیم و در این مدت حتی یک درگیری هم نداشتیم البته توانش هم نداشتیم...» قسمت بیست و یکم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.

تیزر/ یادواره ۴۵ شهید دفاع مقدس، مدافعان حرم و سلامت در دهستان شهرمیان اقلید برگزار می‌شود

آیین بزرگداشت شهدای دهستان شهرمیان شهرستان اقلید پنج‌شنبه ششم آذرماه۱۴۰۴ از ساعت ۱۴ برگزار خواهد شد. این مراسم یادآور ایثار چهل‌و‌پنج شهید سرافراز دفاع مقدس، مدافعان حرم و مدافعان سلامت است.

جانباز ۷۰ درصد «احمدعلی خلوصی» به یاران شهیدش پیوست

«احمدعلی خلوصی» جانباز ۷۰ درصد دوران دفاع مقدس و از معدود جانبازان نخاع گردنی کشور، پس از چهار دهه تحمل رنج ناشی از مجروحیت به یاران شهیدش پیوست.

فارس میزبان پیکرهای مطهر ۱۷ شهید دفاع مقدس

معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان فارس اعلام کرد: شیراز در ایام سوگواری حضرت فاطمه زهرا (س) میزبان پیکر‌های مطهر ۱۷ شهید والامقام دوران دفاع مقدس خواهد بود.

آلبوم عکس شهید «مهدی‌قلی نامجو»

شهید «مهدی‌قلی نامجو» مرداد سال ۱۳۳۰ به دنیا آمد و آبان سال 1361 به شهادت رسید. تصاویری از این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.

فیلم / برگزاری یادواره شهدای قرآنی استان فارس در شیراز

یادواره شهدای قرآنی استان فارس، روز پنج‌شنبه ۲۲ آبان‌ماه، با حضور نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران فارس و منطقه ۶ کشور، معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران فارس و جمعی از قاریان و فعالان قرآنی در سالن رسول اعظم (ص) کنگره پانزده هزار شهید استان فارس برگزار شد.

گزارش تصویری از یادواره شهدای قرآنی استان فارس

یادواره شهدای قرآنی استان فارس پنج‌شنبه ۲۲ آبان‌ماه با حضور نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران فارس و منطقه ۶ کشور، معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران فارس و جمعی از قاریان و فعالان قرآنی در سالن رسول اعظم (ص) کنگره پانزده هزار شهید استان فارس برگزار شد.

یادواره شهدای قرآنی استان فارس برگزار شد

یادواره شهدای قرآنی استان فارس، پنج‌شنبه ۲۲ آبان‌ با حضور جمعی از قاریان و فعالان قرآنی در سالن رسول اعظم (ص) کنگره پانزده هزار شهید استان فارس برگزار شد.
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۲۰»

وصیت‌نامه عجیب از یک شهید

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «پس از مقداری گشتن در جیب‌هایش متوجه شدیم که یکی از نیرو‌های رزمنده بسیجی است و در اصل آرپی چی زن هم بوده که هنوز اسلحه او در کنار جنازه مطهرش موجود بود در یکی از جیبهایش کاغذی را بیرون آوردیم که متوجه شدیم که وصیت‌نامه است و عجب...» قسمت بیستم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۱۹»

زیر باران گلوله، سنگر ساختیم

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «از همانجا به راحتی می‌توانستیم بعثی‌ها را با دوربین مشاهده کنیم تقریباً مدتی که راه رفتیم همانجا شروع کردیم به کندن سنگر و نزدیکی‌های صبح بود که به مقر خودمان برگشتیم...» قسمت نوزدهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۱۸»

صحنه‌های دلخراش در آبادان

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «وقتی به شهر آبادان رسیدیم واقعاً صحنه‌های دلخراشی را مشاهده کردیم. شهر به شکل نیمه مخروبه تبدیل شده بود و تعداد قلیلی از مردم که در شهر مانده بودند با یک وضع فلاکت باری زندگی می‌کردند...» قسمت هجدهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۱۷»

اولین ضیافت پس از رهایی از دریا / خرماهای خاک‌خورده و دل‌هایی که تازه جان گرفتند

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «در آن زمان هیچ کس فکر این نبود که محل سکونتش کجا باشد. بیشتر چشم‌ها کار می‌کرد که تانکر آب یا محل تقسیم غذا کجا است. با دیدن یک تانکرآب در گوشه‌ای ازساختمان همه به سمت آن حرکت کردند و...» قسمت هفدهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۱۶»

سرانجام دوبه به ساحل رسید

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: « بعد از مدتی که یکی از بچه‌ها فریاد زد بچه‌ها نخلستان. من خشکی را می‌بینم. همگی سراسیمه از جای خود بلند شدیم دست‌ها را بالای چشمهایمان قرار دادیم و به دور دست نگاه کردیم بله درست است نخلستان را می‌دیدیم. خوشحالی سرتاپای بچه‌ها را فراگرفته بود و...» قسمت شانزدهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۱۵»

پخت نان بر روی عرشه دوبه

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «در آن موقع واقعاً گرسنگی برهمه بچه‌ها چیره شده بود و نمی‌دانستیم چه کار کنیم تا اینکه همان طرح بچه‌ها در ساحل را تصمیم گرفتیم انجام دهیم یعنی نان پختن به شیوه اولیه و تعدادی از بچه‌های...» قسمت پانزدهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۱۴»

با یک صلوات دوبه از گل برخاست

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «موتور يدک کش بالا رفت و به جلو حرکت نمود ولی هر چه به خود فشار مي آورد کمتر می‌توانست دوبه را به جلو براند. آخر ما در گل و لای کنارساحل گيرکرده بوديم به دستور ناخدا، طناب‌ها را از جلو دوبه باز  کرديم و به عقب آن بستيم ولی...» قسمت چهاردهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
طراحی و تولید: ایران سامانه