نوید شاهد استان زنجان سری اول دلنوشته‌های اقشار مختلف جامعه را به یاد سردار سپهبد قاسم سلیمانی منتشر می‌کند.

به گزارش نوید شاهد از زنجان، سری نخست دلنوشته‌های مردم خطه شور و شعور حسینی را در متن زیر منتشر کرد.

دلنوشته‌های ارسالی ویژه مخاطبان به سایت نوید شاهد استان زنجان؛

خبر رفتن

صبح جمعه طلوع کرد و زمین جانی دوباره گرفت. ولی مانند جمعه های گذشته نبود، حس عجیبی داشتم، حسی که تا اون روز تجربه نکرده بودم.

بعد از نماز صبح گوشی رو برداشتم که فضای مجازی رو دنبال کنم، با دیدن یه خبر ضربان قلبم تپش گرفت، حاج قاسم هدف اصابت موشک قرار گرفت .

این طور خبرها رو از چند سال پیش خیلی دیده بودم ولی همیشه تکذیب می شد. این دفعه هم دنبال تکذیب شدنش می گشتم. ولی نه این بار فرق می کرد. دوباره یه جا دیگه دیدم نوشته حاج قاسم آسمانی شد.

آخه یعنی چی؟ چه طوری؟ باز باور نکردم و منتظر تکذیب خبرهای رفتنت.

اما هر بار خبری که منتشر می شد از تکذیب خبری نبود. این دفعه حاجی به آرزوش رسیده بود. حاجی واقعاً رفته بود. باید دانست در پس آن افق سرخ، چه رازهایی از حماسه و شور، جریان دارد. باید لمس کرد آنچه بر جریده مقاومت و عشق ثبت شده است.

تصویری که خیلی دلمون رو درد آورد انگشتری بود که در انگشت حاج قاسم جا مونده بود. انگشتر به دست وصل بود ولی دست به جایی وصل نبود.

حاج قاسم عزیز یاد قمر منیر بی هاشم افتادم، یاد لحظه ای که سقا مشک به دست در سرزمین نینوا افتاده بود. تاریخ یه جورایی که تو روضه های اباعبداله شنیده بودیم تکرار شد، حضرت عباس دست خالی برگشت اما خالی نبود دستش پر بود از غیرت، مردانگی، ایستادگی، مقاومت، ایثار، فداکاری، حماسه، حماسه ای که بعد از 1400 سال دوباره برامون رقم زدی، دوباره ما رو بردی به کربلا، حاج قاسم دست شما هم پر بود از غیرت و مردانگی عباس، فداکاری و ایثار عباس، علم افتاد اما سربازان علمدار راهت را تا آخرین قطره خون ادامه خواهند داد.

سربازهایی که پای انقلاب و رهبری ایستاده اند، سربازهایی که علم رو خواهند برداشت و به خونخواهی شما تا نابودی دشمنان اسلام و انقلاب پیش خواهند رفت.

بر ماست که با تمام وجود خویش، به شکوفایی اقتدا کنیم و رویش را انتظار کشیم؛ چرا که شهدا در لحظه لحظه زمان ما حضور دارند و سایبان ثانیه‏های زندگی‏اند. پس به نام آن بزرگ شاهدان عرصه حیات، برخیزیم که زمان از آن ماست که خداوند فرمود:

زمین را بندگان صالح من به ارث می‏برند.

حامد محمدی وطن زاد

فرزند جانباز احمد وطن زاد

***

شهادت سبک زندگی ماست

در نهایت سردار عزیزمان قاسم سلیمانی مزد زحماتش را در دفاع از دین و مردم ایران گرفت، او که چتری بود برای پناه کودکان ایرانی در جنگ صدام علیه ایران و پس از آن پناهی بود برای خاموش کردن آتش فتنه حماقت و بی عقلی در عراق و سوریه، آخر هم به دستور بی عقل ترین مفسد زمین به مزد خود رسید و در قلب های مومنین جاودانه شد.

چه احمق است کسی که تصور کند با شهادت او فرهنگ ما و سبک زندگی ما که مبتنی بر شهادت و جهاد است ضعیف می شود. چه احمق است کسی که فکر کند جهاد بدون شناخت و اعلام نام دشمن معنی پیدا می کند.

ما به این شهید عزیز، به فکر او، به فرهنگ او ، به باور او و به تفکر رهبری او اقتدا داریم و اینها هیچ کدام فراموش شدنی نیستند.

«خداوند ما را از پیروان راستین او قرار دهد.»

سرباز ولایت

***

دلتنگی

سلام علیکم

من درسال 1358 به خوزستان رفتم. زمانی که جنگ نبود. ولی بنده بسیج آموزش می دادم در منطقه ملاثانی (رامین).

درجنگ جزو اولین نفرات بودم که دربرابر دشمن ایستادم. به مدت یکسال در خوزستان.

سپس در گردستان دیواندره، نقده، مهاباد، ارومیه، سرو، میاندوآب و بوکان چون جندالله ضربت بودیم همه جا بودیم.

نام این شهید شنیده بودم ولی از نزدیک ندیده بودم تا اینکه که پس از جنگ در سپاه قدس بود که شناختم و عاشقش بودم .

در یادمان 400 شهید شهرستان ابهر تلاش کردیم برای سخنرانی بیاوریم

قول داد ولی گفت شاید من آن روزها ایران نباشم توفیق نشد خدمتشان باشیم.

الان هم بسیار ناراحتم حیف از این که بین ما نیست ولی خوشحالم به آرزوش رسید

ولی منهم لباس رزم پوشیده منتظر فرمان انتقامم

والسلام

سرباز ولایت نظامعلی بابایی

***

شهادت به وقت عاشقی

بارها خواستم بنویسم ولی دستانم یاری نکرد و پاک کردم نوشته هایم را دستانم می لرزید

خدا میداند حزن و اندوه این شهادت مظلومانه چقدر قلبمان را به درد آورد.

همچون مولایش تکه تکه شد و مثل عباس دستش قطع شد و بدنش سوخت و ما چقدر درد می کشیم از آتش و سوختن.

دستانش جدا شد و ما چقدر حساسیم روی دست قطع شده. او را به نامردی زدند و ما چقدر داغ داریم از سیلی ناجوانمردانه که به مادرمان زدند و درب منزل وی را آتش زدندو تو چه ساعتی به شهادت رسیدی در دل شب در موقع نماز شب ودل سحر و از همه افضل تر در شب جمعه در سرزمینی که تربتش شفاء دهنده و محل فرود فرشتگان، تو با امام غریبت همنشین شده ای.

کاش استکبار جهانی می فهمید شهادت آرزوی شما و پیروانت است آنها چه می دانند از راز و نیاز های در دل شب آنها چه می دانند از التماس شما به خداوند سبحان برای رخت بستن به سوی خودش و ملکوتی شدن از طریق شهادت.

برای آنها قابل فهم نیست که شما حتی خبر شهادتت را قبلا داده بودی و تو چقدر مهربان بودی که تاب آمدن ایام فاطمیه را نداشتی ، تاب درب سوخته و پهلوی شکسته را نداشتی.

راستی سردار امشب سلام ما را به حضرت زهرا سلام الله علیها برسان و بگو ما قلبمان درد می کند و اشک می ریزیم ولی مادر شما گریه نکن شما کم گریه نکرده ای برای غربت علی و دستهای زنجیر کرده اش کم گریه نکرده ای برای محسن سقط شده ات.

قاسم دلها برای ما هم دعا کن دعا کن شهید شویم و ماهم از حوض کوثر جامی بنوشیم و زیر چادر مادرمان آرام بگیریم حاج قاسم عزیز تو در قلب و دل ملت جا داشتی تو را همه آزادیخواهان. جهان می خواستند متعلق به کره ای خاکی بودی اما جای ویژه در بین خانواده های شهداء مخصوصا شهداء مدافع حرم داشتی همه اینها الان احساس تنهایی می کنند.

اما راحت باش آنها امام خامنه ای را دارن. که جای خالی شما را پر می کند .

حاج قاسم عزیز اگر رهبر فرزانه اجازه بدهد از غاصبان انتقام می گیریم.

راستی سردار تو را قسم می دهم به امام حسین در آخرت شفاعتمان کن

سردار دلها

احمد حیدری

انتهای پیام/


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده