شهید "رضا سلیمانی" در مناجات خود با خداوند می نویسد: «پروردگارا، عاشقم، عاشق‌ترم کن تا تو را بهتر ببينم و بهتر بتوانم رشتۀ عشق به دنيا را از خود بگسلم، بر دنياپرستان پشت كنم، بر عشق‌هاي پوچ دنيوي لگد بزنم و چيزي نگويم جز آنكه "خدا، من عاشق توام"».

به گزارش نوید شاهد زنجان، شهید "رضا سلیمانی" در 28 شهریور 1347 در شهرستان ابهر استان زنجان به دنیا آمد. پدرش حسینعلی و مادرش حاجیه خاتون نام داشت. تا پایان دورۀ متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. اولین بار در سال 1362 (در 14 سالگی) در جبهه‌های حق علیه باطل شرکت کرد و به کردستان اعزام شد. برای بار دوم به همراه برادر بزرگترش به جبهه اعزام شد و در 12 اردیبهشت 1365 در ادامۀ عملیات والفجر8 در منطقۀ فاو عراق به آرزوی خود رسید و به دوستان شهیدش پیوست.

در مناجات شهید "رضا سلیمانی" می خوانیم؛

پروردگارا،

بنده‌اي را در مقابلت مي‌بيني كه جز زبان توبه نمی‌داند و سخني جز طلب مغفرت چيزي براي گفتن ندارد.

پروردگارا، دل‌شکسته‌ای خسته از دنیای پوچ در مقابلت نشسته و پریشان‌حال اشک می‌ریزد. دیدگانش از فراق محبوبش بی‌فروغ گشته و زبانش از شدت عجز و ناتوانی بسته شده، كمرش از بار معصیت خم گشته و قلب مهجورش با هاله‌اي از سياهي به دنبال نور تو مي‌گردد و بي‌تابي مي‌كند.

پروردگارا، در بيابان دنيا به دنبال آب حياتم تا روحم را با آن سيراب گردانم و اين از رحمت تو به دور است که بندۀ تشنه‌ات را تشنه‌تر كني. الهي، از جام عشقت مرا سیراب کن.

پروردگارا، من كه بندۀ گنه‌كاري بيش نيستم، توبه‌ها شكستم و بر عهدها و پيمان‌هايي كه با تو بستم عمل نكردم، مي‌دانم كه ظلمت شب را شكافتن و سر بندگي فرود آوردن وظيفۀ من ذليل است ولي اي خدا، تو خود شاهد هستي كه از شدت شرم و ندامت، قدرت تضرع و ايستادن در مقابلت را ندارم، اما اي غياث المستغيثين، چشم به در اميد تو دارم و مي‌دانم كه تو آنچنان هستي كه اميدواري را از درت نااميد بر نمي‌گرداني.

پروردگارا، اي خداي عارفان، من بندۀ ذليل تو هستم، مي‌خواهم صورت پراشكم را با جام عشقت بشويم و اين دل شوريده و بي‌تابم را آرامش دهم. از تو مي‌خواهم قلبم را آنچنان سير تحول گرداني كه فريب ظاهر دنيا را نخورم و به وصالت برسم.

خدايا، دل مهجورم هواي كوي تو كرده و سنگيني نافرماني‌هايم پرده‌اي ميان تو و من كشيده، پس اي غفار، تو را به بزرگي‌ات قسم می‌دهم که اين پرده را از ميانمان بردار.

پروردگارا، عاشقم، عاشق‌ترم کن تا تو را بهتر ببينم و بهتر بتوانم رشتۀ عشق به دنيا را از خود بگسلم، بر دنياپرستان پشت كنم، بر عشق‌هاي پوچ دنيوي لگد بزنم و چيزي نگويم جز آنكه «خدا، من عاشق توام».

يا الله، هنوز هم زمزمۀ «يا الله» ياران پرپر گشته‌اي كه تو آنان را انتخاب كردي، گوشم را مي‌نوازد. اي خدا، به حق شهدا مرا شرمندۀ اعمالم مساز و مرا جزء مجاهدان في سبيل‌الله قرار بده.

خدایا، دل يارانم را شكستم، بر بندگان خوب تو نيكي نكردم، پدر و مادرم را از خود ناراضي ننمودم، تو را از خود رنجاندم، بر مقدسات سستي كردم و بر آنچه تو گفتي کمتر عمل نمودم، ولي با همۀ اينها به تو اميدوارم، اين قلب تشنه‌ام با ياد رحمت تو آرام مي‌شود، آتشفشان وجودم تنها و تنها با ياد صفت رحمانيت تو خاموش مي‌شود، پس اي خدا، از تو مي‌خواهم از من راضي باشي و اين دل شوريده‌حال را آن‌گونه كه صلاح مي‌داني آرام بخشي.

منبع: اداره امور فرهنگی، تبلیغات، هنری و اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان

مناجات/ پروردگارا عاشق‌ترم کن

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده