"عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 14خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر می گوید: « با انهدام تانک مهاجم ، بقيه تانکهای تی ۷۲ که در چندمتری کانال مشغول مانور بودند ، چنان وحشت زده و هراسان شدن که فوراً فرار را بر قرار ترجیح داده و شتابان دور زده و پا به فرار گذاشتند. »


به گزارش نوید شاهد زنجان، "عباس لشگری" یکی از رزمندگان بسیجی و جانباز زنجانی در قسمت 14 خاطرات مستند و میدانی خود از عملیات عاشورایی بدر روایت می کند:

خط شکسته و کانال در آستانه سقوط بود با کوچکترین درنگی بقیه تانکها هم وارد کانال می شدند ، همه رزمندگان بخوبی می دانستند که دست يابی دشمن به کانال ، یعنی شکست کل عملیات ، یعنی اسارت ، یعنی برباد رفتن زحمات شبانه و روزی شهدا و رزمندگان حاضر در منطقه ، برای همین هم شجاعانه از هر طرف ، سمت تانک متجاوز که حالا نصف بیشترش داخل کانال بود ، با گلوله و موشک و نارنجک حمله ور شدند .

شکار تانک

فاصله چندانی با تانک خط شکن نداشتم و مسلسل تانک هم مشغول زدن سنگرهای طرف چپ کانال بود ، بهترین فرصت برای شکار تانک بود ، برخاسته و تمام قد داخل سنگر ایستاده و آماده شلیک شدم ، برای انهدام و از کار انداختن تانک ، فقط و فقط باید ناحیه انتهایی برجک ، درست ناحیه اتصال به بدنه را می زدم تا موشک آر پی جی اثر می کرد و این کار ملتزم هدف گیری دقیق بود ، در حال نشانه گیری بودم که یکدفعه رگباری از گلوله به اطراف سنگر اصابت کرد، یکی از هلی‌کوپترها متوجه ام شده و مسلسلش را سمت سنگرم گرفته و تند تند رگبار می زد ، دیگر فرصتی برای دقت نبود و پس بی مطلعی ماشه را کشیدم ، موشک به زره سمت راست تانک اصابت کرده و منفجر شد ، اما هیچ تاثیری برعملکرد آن نگذاشت و مسلسل اتوماتیک تانک هم سریعاً به طرف راست کانال چرخیده و شروع به زدن سنگرم کرد .

وضعیت خطرناک

از آسمان رگبار گلوله های هلیکوپتر به روی سنگرم می بارید و از زمین هم گلوله های تانک یکی پس از دیگری به دیواره بیرونی سنگر اصابت می کردند ، فاصله آنچنانی با تانک نداشتم و گلوله های مسلسل سنگین با شدت و قدرت بیشتری به سنگر می خورند و باعث تکه و پاره شدن گونی ها پر ازخاک می شدند ، چمپاته زده کف سنگر افتاده بودم و جرات تکان خوردن نداشتم و فقط به خدا التماس می کردم که سریعاً از این وضعیت خطرناک نجاتم دهد .

گلوله های رنگی

لحظات بسیار بد و وحشتناکی بود، از آسمان گلوله های سبز و قرمز رسام مثل بارون روی سنگر می بارید و از سمت مقابل هم گلوله های مسلسل سنگین تانک یکی پس از دیگری به دیواره بیرونی سنگر می خورند و گونی های پر از خاک را چنان می لرزاند که یک به یک داخل سنگر سقوط می کردند ، خلاصه تیرباران بحدی شدید بود که اصلاً باورم نمی شد که بتوانم سالم و سلامت از سنگر خارج بشم ، دیگه داشتم غزل خداحافظی را می خواندم که به ناگهان صدای انفجار مهیبی امد و پشت سرش رگبار مسلسل تانک و هلیکوپتر متوقف شد و بعد هم صدای تکيبر و صلوات رزمندگان در فضای کانال پيچيد .

سریع برخاسته و دیدم که تانک مهاجم در حال سوختن است ، برجک تانک به گوشه ای پرت شده و خدمه بیچاره اش هم خیلی دلخراش در حال سوختن هستند ، شیرمرد زنجانی ، پیک مخلص و دلاور گردان ، برادر پاسدار شهید "احـد اسکندری" با تغییر جهت مسلسل تانک ، فرصت را غنیمت شمرده و در عملی جسورانه از سنگر خارج و در زیر باران تیر و ترکش و موشک ، از سمت پایین کانال خودشو به تانک رسانیده و از فاصله بسیار نزدیک برجک شو هدف قرار داده و باعث پریدن برجک و انهدام تانک شده بود ، خدا را بابت نجاتم شکر کرده و با خوشحالی فراوان قاطی همهمه و شادی همقطاران شده و صدای خنده و تکبیر و صلوات فضای کانال را در برگرفت .

اوضاع خنده دار

با انهدام تانک مهاجم ، بقيه تانکهای تی ۷۲ که در چندمتری کانال مشغول مانور بودند ، چنان وحشت زده و هراسان شدن که فوراً فرار را بر قرار ترجیح داده و شتابان دور زده و پا به فرار گذاشتند ، قشون اصلی دشمن که در سه رديف موازی و درحدفاصل پانصد متری کانال ایستاده بود ، با ديدن انهدام تانک و عقب گرد و فرار بقیه تانکهای تی ۷۲ از مقابل خط ، احساس خطر کرده و همگی شروع به فرار کردند ، تانکها و نفربرها بی درنگ دور زده و با سرعت تمام پا به فرار گذاشته و نيروهای پياده و کماندوهای گارد رياست جمهوری که پشت آنها پناه گرفته بودند ، بدون هیچ جان پناهی در وسط ميدان جا مانده و با اوضاع خنده دار و فریادهای عجیب و غریبی شروع به فرار کردند .

امدادهای غیبی

بار ديگر نصرت و امدادهای غيبی خداوند متعال شامل حال رزمندگان اسلام گردیده و نوای فتح و پيروزی ، غلغله شورانگيزی را در داخل کانال برپا کرد ‌. همه در حال بگو و بخند بودند و صدای خنده و شادی و تکبیر و صلوات رزمندگان از هر گوشه ای از خط به گوش می رسید . اما این جشن و شادی دوام زیادی نیاورد و با حمله هواپیمای عراقی دوباره همه جا را دود و انفجار و ترکش فرا گرفت و دوباره به داخل سنگرها پریده و همگی پناه گرفتیم ، حملات هوایی بصورت پیوسته ادامه یافت تا اینکه دوباره قشون عظیم تانکها و نیروهای عراقی آرایش هجومی گرفته و شروع به حرکت به سمت کانال کردند .

منبع: اداره امور فرهنگی، تبلیغات، هنری و اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر: