خاطراتی از فرماندهان شهید استان زنجان(30)
پس از ترخيص شهید "علیرضا مولایی" از بيمارستان، مادرش خطاب به وى مى ‏گويد:"بايد مقدارى به فكر زندگى خود باشى و خانه و زندگى براى خود ترتيب دهى." عليرضا در جواب گفت:"من خانه دارم؛ مادرش با تعجب پرسيد، كجا؟ و او با آرامش گفت: خانه‏ اى با ابعاد يك در دو متر."

به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید "علیرضا مولایی" بیست و چهارم شهریور 1344 ، در شهرستان مراغه به دنیا آمد. پدرش حمدالله، در ارتش کار می کرد و مادرش دلشاد نام داشت. تا دوم متوسطه درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت.

چهارم آذر 1365 ، با سمت فرمانده گردان روح الله تیپ 28 لشگر 31 عاشورا در بمباران هوایی دزفول بر اثر اصابت ترکش به شکم، شهید شد. پیکرش در مزار پایین شهرستان زنجان به خاک سپرده شد.

شهید عليرضا مولايى فرزند "حمدالله" و "دلشاد اسكندرى" به سال 1344 شمسى در شهرستان مراغه به دنيا آمد. پدرش نظامى بود و زندگى نسبتاً مرفه ‏اى براى خانواده تدارك ديده بود. عليرضا هنوز به مدرسه نرفته بود كه خانواده مولايى از مراغه به زنجان نقل مكان كردند.

او تحصيلات ابتدايى را در سال 1350 در دبستان "خاقانى "آغاز كرد و با موفقيت به پايان برد. سپس وارد دوره راهنمايى شد كه با آغاز انقلاب اسلامى مصادف گرديد و او هم به جريان انقلاب پيوست. در يكى از روزهاى انقلاب به اتفاق يكى از دوستانش سرگرم چسباندن اعلاميه ‏اى در مدرسه بود كه عده‏ اى آنها را ديدند و پس از پاره كردن اعلاميه‏ ها او را مورد ضرب و شتم قرار دادند؛ تا اينكه يكى از آموزگاران مداخله كرد كه او را با صورتى خونين به دفتر مدرسه برد و او را متهم به چاقوكشى كردند.

پس از پيروزى انقلاب اسلامى، با تشكيل بسيج، او جزو اولين كسانى بود كه به عضويت اين نهاد درآمد. عليرضا در كنار فعاليتهاى اجتماعى، به تحصيل ادامه داد و دوره متوسطه ر ا در دبيرستان "شهيد محمد منتظرى فعلى" پى گرفت. با آغاز جنگ تحميلى در شهريور 1359، عليرضا در نوروز سال 1360 هنگامى كه مدارس تعطيل شدند، تصميم گرفت به جبهه برود و هنگامى كه با ممانعت خانواده روبرو شد، بى خبر خود را به جبهه سرپل ذهاب رساند. اما مسوولين نظامى او رابه علت صغر سن به پشت جبهه بازگرداندند.

در دوم دبيرستان بود كه تحصيل را رها كرد و عزم خود را براى رفتن به جبهه جزم كرد. در سال 1360 به عضويت آزمايشى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى زنجان درآمد. در اواخر آبان ماه به جبهه آبادان اعزام گرديد. در سال 1361 در علميات‏هاى فتح ‏المبين و بيت‏ المقدس شركت داشت و از ناحيه فك و دست چپ مجروح شد. بعد از بهبودى به مناطق عملياتى بازگشت و با فرماندهى يك دسته نظامى متشكل از نيروهاى زنجان در عمليات "رمضان" حضور يافت. در عمليات محرم نيز فرماندهى گردانى را به عهده داشت و در اين عمليات بار ديگر از ناحيه شكم مجروح شد و در بيمارستان بسترى گرديد. پس از ترخيص از بيمارستان، مادرش خطاب به وى مى ‏گويد:"بايد مقدارى به فكر زندگى خود باشى و خانه و زندگى براى خود ترتيب دهى." عليرضا در جواب گفت:"من خانه دارم؛ مادرش با تعجب پرسيد، كجا؟ و او با آرامش گفت: خانه‏ اى با ابعاد يك در دو متر."

عليرضا چند روز پس از استراحت، بار ديگر به جبهه بازگشت و در عمليات والفجر دو شركت كرد. در سال 1362 با معرفى لشكر 31 عاشورا به اتفاق دو تن از دوستانش، ناصر اشترى و حسن باقرى، دوره آموزشى فرماندهى را در تهران گذراند.

بعد از پايان اين دوره، مسووليت آموزش نيروهاى "طرح لبيك يا خمينى" به او واگذار شد، اما مولايى با گذشت مدت زمان اندكى، اين مسووليت را رها كرد و بار ديگر به لشكر عاشورا پيوست. در همين زمان، امين شريعتى فرمانده لشكر عاشورا نام ه‏اى خطاب به دايره امتحانات لشكر نوشت و "استحقاق عليرضا" را براى قبولى در امتحانات دوره متوسطه مورد تاييد قرار داد. اما زمانى كه نامه فرمانده لشكر به دست عليرضا رسيد، او بر خلاف انتظار همگان نامه را پاره كرد و گفت:"دايره امتحانات حق نداشته است براى من كه كار نكرده ‏ام، نمره قبولى رد كند." فرمانده لشكر زمانى كه ماجرا را شنيد، گفت:"من به مقيد بودن او ايمان داشتم اما تا به اين اندازه نمى‏ دانستم."

عليرضا بعد از عمليات يازهرا، (س) تصميم گرفت چند روزى را نزد خانواده ‏اش باشد. وقتى به مراغه رسيد و ابراز خوشحالى و روبوسى خانواده را ديد با ناراحتى گفت:"من يازده برادرم را در جبهه از دست داده ‏ام و شما به خاطر اينكه مرا سالم ديده ‏ايد، مى ‏بوسيد." سپس با عصبانيت ساك خود را برداشت تا به جبهه بازگردد ولى با اصرار دوستان، از تصميم خود منصرف شد. او در مدت زمان اندكى كه در مرخصى بسر مى ‏برد يك لحظه از ديدار خانواده شهدا غفلت نمى كرد و چنان با آنان روابط صميمانه ‏اى برقرار مى‏ كرد كه بسيارى از آنها او را از نزديك مى ‏شناختند.

منبع: اداره امور فرهنگی، تبلیغات، هنری و اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده