خواهر شهید شهید اباصلت سهرابی می‌گوید: تازه عروس و داماد بودند. دعوتشان کرده بودم برای پا گشا. زنداداش را خودم معرفی کردم. همدیگر را پسندیدند و ازدواجشان سر گرفت.
خاطره‌ای از شهید اباصلت سهرابی/ احترام

به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید اباصلت سهرابی هجدهم خرداد ۱۳۲۲‏، در روستای شیخ جابر از توابع شهرستان ایجرود به دنیا آمد. پدرش اسمعلی و مادرش لیلان نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. نقاش ساختمان بود. سال ۱۳۴۶ ازدواج کرد و صاحب سه پسر شد. چهاردهم آذر ۱۳۵۷‏، در زنجان هنگام تظاهرات علیه رژیم شاهنشاهی بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکرش را در مزار پایین همان شهرستان به خاک سپردند.

شیرین سهرابی خواهر شهید شهید اباصلت سهرابی در خاطرات خود چنین بیان می‌کند:

تازه عروس و داماد بودند. دعوتشان کرده بودم برای پا گشا. زنداداش را خودم معرفی کردم. همدیگر را پسندیدند و ازدواجشان سر گرفت.

برای هر دوشان خواهر بزرگتر بودم. زن داداش چادر نازکی سر کرده بود و

گوشواره هایش از زیر چادر برق می زد. می‌دانستم برای آبا و بابا حجاب چقدر مهم است. اگر عادله را با این چادر می‌دیدند، خیلی ناراحت می شدند. اباصلت را صدا زدم.

آمد توی اتاق. با ناراحتی گفتم: داداش این چه چادریه برای زنت گرفتی؟

- چی شده آبجی؟

- چادرش برای مهمونی مناسب نیست، داداش!

آنقدر نازکه که گوشواره هاش دیده میشه.

لحنم را ملایم کردم و گفتم: بهش بگو دیگه اینجوری لباس نپوشه.

نه می‌خواستم خانوادۀ ما ناراحت شوند و نه بین آنها اختلاف پیش بیاید.

اباصلت مرد عاقلی بود. سرش را پایین انداخت: آبجی! عادله زن باحیایی است، از روی بی تجربگی و کم سن وسالی این چادر رو سر کرده.

نمی‌خوام با این حرف اذیتش کنم. کم کم یاد می گیره و رعایت می کنه. من زنم رو می شناسم.

منبع: اسناد معاونت پژوهشی و فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده