خاطرات شفاهی
خواهر شهید شهید میکائیل کریمی تعریف می‌کند: سر سفرۀ ناهار نشسته بودیم. میکائیل طبق معمول غذایش را نخورد. کمی با قاشق غذا را زیرورو کرد و بعد آن را برداشت و رفت آشپزخانه


به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید میکائیل کریمی دوم تیر ۱۳۴۲‏، در شهرستان زنجان به دنیا آمد. پدرش خیبر، فروشنده دوره گرد بود و مادرش طوبا نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. هفدهم اسفند ۱۳۶۲‏، با سمت فرمانده گردان ١۴ ‏امام حسین در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش به پا و صورت، شهید شد. پیکرش را در مزار پایین زادگاهش به خاک سپردند. برادرش فضایل نیز به شهادت رسید.

آسیه کریمی، خواهر شهید شهید میکائیل کریمی چنین می‌گوید:

سر سفرۀ ناهار نشسته بودیم. میکائیل طبق معمول غذایش را نخورد. کمی با قاشق غذا را زیرورو کرد و بعد آن را برداشت و رفت آشپزخانه.

مثل همیشه بعد از اینکه سفره جمع شد و هر کس رفت سراغ کار

خودش، میکائیل به آشپزخانه رفت.

چند روزی حواسم به او بود. می خواستم سر از کارش دربیاورم. رفت سراغ غذایش. آن را داخل نایلونی ریخت و از خانه بیرون رفت.

من هم بدون اینکه توجه کسی را جلب کنم، چادرم را سرکردم و دنبال میکائیل راه افتادم. پشت سرش حرکت م یکردم طوری که مرا نبیند. کوچ‌هها را یکی‌یکی گذشتیم تا به محلی رسیدیم که سگی با توله هایش در آنجا بودند.

نایلون را باز کرد و غذا را ریخت روی زمین. سگ ها همه دور غذا جمع شدند و شروع کردند به خوردن. یک باره رفتم جلو و خودم را نشان دادم: پس هرروز که غذاتو نمیخوری به این خاطره؟ این چه کاریه که میکنی؟

دستش را گرفتم و به سمت خانه رفتیم. در راه به من گفت: به خدا وقتی یاد اون سگ و بچه هاش می افتم که گرسنه موندن غذا از گلوم پایین نمی ره.

منبع: اداره امور فرهنگی، تبلیغات، هنری و اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده