خواهر شهید غلامرضا رفیعی می‌گوید: تصمیمش را گرفته بود برود جبهه. برای بدرقه رفته بودیم. مادر نگران بود. به غلامرضا گفتم: مادر نگرانه. حرف ما رو قبول نمی کنی، حداقل به خاطر زن و بچه هات نرو.


به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید غلامرضا رفیعی سوم دی ۱۳۳۷‏، در روستای پاپایی از توابع شهرستان زنجان به دنیا آمد. پدرش سلطانعلی، کارگر بود و مادرش بتول نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. نانوا بود. سال ۱۳۶۲ ‏ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و سوم مرداد ۱۳۶۶‏، در ارتغاعات الله اکبر بر اثر اصابت ترکش به کمر، شهید شد. پیکرش را در مزار پایین شهرستان زادگاهش به خاک سپردند. برادرش نصرالله نیز به شهادت رسیده است.

رقیه رفیعی خواهر شهید غلامرضا رفیعی از برادر شهید خود چنین روایت می‌کند:

تصمیمش را گرفته بود برود جبهه. برای بدرقه رفته بودیم. مادر نگران بود. به غلامرضا گفتم: مادر نگرانه. حرف ما رو قبول نمی کنی، حداقل به خاطر زن و بچه هات نرو.

- مگه اونایی که میرن زن و زندگی ندارند؟

خیلی سرسخت شده بود. حرف کسی را قبول نمیکرد: - حداقل مواظب خودت باش.

دخترش را بغل گرفته بود.

زهرا با آن قدوقوارۀ کوچکش چادر سفیدی بر سر داشت. موهای فردار و مجعدش اولین چیزی بود که نظر آدم را جلب میکرد.

غلامرضا عاشق شانه کردن موهای او بود. با دقت و وسواس زیادی می‌نشست و موهای فردار زهرا را آرام شانه می کرد

تا دندانه هایش موهای او را نکشدپ.

او را از بغلش گرفتم.

تا خواستم به حرف هایم ادامه بدهم، متوجه سر بی موی

زهرا شدم: غلامرضا؟ موهای زهرا چی شده؟ کوتاهشون کردی؟

- آره. گفتم من که دارم می رم جبهه.

ترسیدم بعد از رفتن من کس دیگه ای موهای زهرا رو شونه کردنی دردش

بیاد. آخه خیلی حساسه. دوست ندارم وقتی اینجا نیستم زهرا گریه کنه.

این را گفت.

زهرا را بوسید و از ما خداحافظی کرد و رفت.

منبع: اداره امور فرهنگی، تبلیغات، هنری و اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده