خواهر شهید نصراله رفیعی می‌گوید: خرمشهر آزاد شد!خبر را که شنیدیم از خوشحالی یک جا بند نمی شدیم. مردم شور و نشاط عجیبی داشتند. تلویزیون شادی همه را نشان میداد.


به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید نصراله رفیعی دوم فروردین ۱۳۴۳‏، در روستای پاپایی از توابع شهرستان زنجان به دنیا آمد. پدرش سلطانعلی، کارگری می کرد و مادرش شاماما نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. نانوا بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. سی ام خرداد ۱۳۶۱‏، در خرمشهر بر اثر اصابت گلوله به سینه و ترکش به پهلو، شهید شد. پیکرش را در مزار پایین شهرستان زادگاهش به خاک سپردند. برادرش غلامرضا نیز به شهادت رسیده است.

رقیه رفیعی، خواهر شهید نصراله رفیعی از برادر خود چنین روایت می‌کند؛

خرمشهر آزاد شد!خبر را که شنیدیم از خوشحالی یک جا بند نمی شدیم.

مردم شور و نشاط عجیبی داشتند. تلویزیون شادی همه را نشان میداد. همچنین رزمنده های پیروز و اسرای عراقی را. همگی به تصاویری که از تلویزیون پخش میشد، با دقت نگاه می کردیم تا شاید نصرالله را بین رزمنده ها ببینیم. به مادر گفتم: دیدی مامان! بالأخره خرمشهر آزاد شد.

مادر آهی کشید:

- آره آزاد شد ولی نه به این راحتی ها. حالا ببین چه جوون هایی که کشته نشدن و چه خون هایی که ریخته نشده تا این اتفاق بیفته. چقدر خون دل ها خورده شده و چه کسایی داغدار شدن تا اینکه الان مردم شاد باشن.

حرف های مادرم کمی دل تنگم کرد؛ اما شادی آزادی خرمشهر بیشتر از این ها بود. دل توی دلم نبود. بی صبرانه منتظر بودم تا نصرالله از جبهه برگردد تا برایم تعریف کند که چگونه خرمشهر را آزاد کرده اند. از رزمنده ها برایم بگوید و عکس های جبهه را نشانم بدهد.

چند روز گذشت و من به انتظار نصرالله نشسته بودم که خبر شهادتش را برایمان آوردند.

خبری که همۀ شادی ها را از یادم برد و مثل آوار روی سرم خراب شد. یاد حرف مادرم افتادم. یکی از آن خون هایی که برای آزادی خرمشهر ریخته شده بود خون پاک نصرالله بود و یکی از آن ها که داغدار شده بودند، ما بودیم... .

منبع: اداره امور فرهنگی، تبلیغات، هنری و اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده