شهید علی عاشری در وصیتنامه خود می‌نویسد: هميشه به مستضعفان كمك كنيد و در نمازهاى جمعه شركت كنيد. من با آگاهى اسلام را پذيرفتم و به راه اسلام رفتم.


به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید علی عاشری دوم فروردین 1344، در شهرستان زنجان به دنیا آمد. پدرش ایوب، کارخانه کبریت سازی داشت و مادرش نازخانم ناميده ميشد. دان ش‌آموز سوم متوسطه بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. دهم اردیبهشت 1361 ، با سمت آرپیجی‌زن در جاده اهواز خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به قلب، شهید شد. پیکر او را در مزار بالای زادگاهش به خاک سپردند.

(بسم الله الرحمن الرحيم)

وصيت نامه على عاشورى

(وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُونَ(بقره 154)

(و به کسی که در راه خدا کشته شده است مرده نگویید، بلکه اینان زنده هایی هستند ولی شما درک نمی کنید)

اينجانب، على عاشورى، فرزند ايوب بدينوسيله وصيت خود را اعلام مى كنم.

در پى دعوت پيام امام امت خمينى كبير، يعنى {رفتن} به جبهه، به پيام حسين زمان، ابراهيم دوران لبيك گفتم و خود داوطلبانه به راه آمدم تا آنچه در توان دارم، در راه الله و امام، {فرمانده} كل قوا كارى بكنم. اميدوارم كه اين حركت من در نزد خداوند متعال مورد قبول قرار بگيرد.

چند مطلب كلى كه بايد به خدمت خانواده گراميم برسانم كه اميدوارم در زندگى سرمشقى براى ديگر خانواده ها باشد. اگر شهادت نصيبم شد و من به سوى الله هجرت كردم و از پيش شما رفتم، اميدوارم كه نگران نباشيد.

چون نگرانى شما باعث ناراحتى روح من مى شود.

از پدرم خواهش مى كنم به عنوان پدر يك شهيد، هميشه احساس وظيفه كرده و به وظايف اسلامى خود عمل بكند و اميدوارم پس از دورى من نگران و ناراحت نباشيد.

سلام من به مادر مهربانم كه سالها برايم زحمت كشيد و فرزندى در راه خدا و اسلام قربانى داد و مبارك باشد، اين قربانى. مادرم! به عنوان يك عزيزت خواهش مى كنم كه در شهادت من هيچ گونه نگران و افسرده نباشيد. چون تو بهتر از من مى دانى كه اگر ناراحتى بكنى، باعث ناراحتى و عذاب روحى من مى شود.

پدر من! هميشه به مستضعفان كمك كنيد و در نمازهاى جمعه شركت كنيد. من با آگاهى اسلام را پذيرفتم و به راه اسلام رفتم. پدر عزيزم! اين توضيحات را كه درباره مجلس ترحيم در ذهن من است، خوب توجه كنيد؛

- پدر عزيزم! مجلس ترحيم پرشكوه برايم برگزار نكنيد.

ـ در مجلس من گريه زياد نكنيد.

- پدر عزيزم! قبر مرا در كنار قبر پسر عمه ام مالك قزلباش قرار دهيد

تنها خواهش من اين است كه هميشه به فكر مستمندان باشيد و براى من اعلاميه و عكس و پوستر زيادى چاپ نكنيد و هميشه در كارهايى كه به نفع اجتماع و مردم است، پيش قدم باشيد.

پدر و مادر عزيزم! حلالم كنيد. من به شماها خيلى اذيت كرده ام. مرا ببخشيد.

منبع: اداره امور فرهنگی، تبلیغات، هنری و اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده