شهید علیرضا رجبی گوندره در وصیتنامه خود می‌نویسد: آنجا كه بهشتش نامند زندگى ذلت بار را هيچ وقت قبول نخواهم كرد مرگ سرخ شهادت را بر آن ترجيح مى دهم همانطور كه قلبم آگاه است به آرزوى خود خواهم رسيد.


به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید علیرضا رجبی گوندره سوم خرداد ۱۳۴۰‏، در روستای گوندره از توابع شهرستان خدابنده به دنیا آمد. پدرش علی، کشاورز بود و مادرش شیرین نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. او نیز کشاورز بود. سال ۱۳۵۶ ‏ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. دوم فروردین ۱۳۶۱‏، در رقابیه بر اثر اصابت گلوله به سو و سینه، شهید شد. مزار او در زادگاهش قرار دارد. برادرش غلامرضا نیز به شهادت رسیده است.

وصيت‌نامه

بسم رب الشهداء والصديقين

من طلبنى وجدنى و من وجدنى عرفنى و من عرفنى عشقنى و من عشقنى احبنى و من احبنى عشقته و من عشقته قتلته ومن قتلته فعلى ديته و من على ديته فانا ديته حديث قدسى

هر كس كه مرا طلب كند خواهد يافت و هر كس كه مرا يافت خواهد شناخت و هر كس كه مرا شناخت عاشقم خواهد شد. هر كس كه عاشقم شود عاشقش خواهم شد و هر كس كه عاشقش شدم او را خواهم كشت، هر كس را كه من بكشم دين او بر گردن من خواهد بود و هر كس كه دينش بر گردن من باشد، دينش را خواهم پرداخت

پس از ستايش خداوند بى‌كران و درود به رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) بلاخص حضرت مهدى (عج) و نايب برحقش امام رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران و ملت شهيدپرور ايران و با سلام بر پدر و مادر و خواهر و برادرانم و تمامى دوستان و آشنايان.

بنده عليرضا رجبى فرزند على رجبى بر اساس رسالت و مسئوليتى كه حس نموده بودم در راه الله و براى پاسدارى و حراست از انقلاب كبير اسلامى كه خونبهاى ...16 كشته و مجروح است به جنوب كشور آمدم و به جنگ عليه ضد خدا پرداختم من گام نهادن در اين مسير خدايى را يك فريضه الهى مى‌دانم و در اين راه اگر دشمن را شكست داديم پيروزيم و اگر به ظاهر شكست بخوريم و كشته شويم پيروزيم به هر حال اين مايه شكر پروردگار و افتخار براى من و شماست كه در اين راه به درجه شهادت برسيم به جايى مى‌رويم كه ملكوتش نامند. آنجا كه بهشتش نامند زندگى ذلت بار را هيچ وقت قبول نخواهم كرد مرگ سرخ شهادت را بر آن ترجيح مى دهم همانطور كه قلبم آگاه است به آرزوى خود خواهم رسيد هيهات كه 20 سال از عمرم گذشت هنوز اندر خم يك كوچه‌ام زيرا از نعمتهايى كه پروردگار به من داده سپاسگزارى نكردم و شرمنده ام و بيشتر از همه از نعمتهاى بزرگ خداوند ناسپاسى كردم كه امام

و رهبر و مرجع تقليد ما روح خدا خمينى بت شكن باشد توفيق نيافتم آن طور كه بايد در گفتارش تفكر كنم و توفيق نيافتم كه بيشتر بشناسمش افسوس و صد افسوس كه با او هم عصر بودم ولى از ولايتش بهره اى نجستم پدر عزيز درود خدا بر تو باد كه با امضا نمودن رضايت نامه براى من در حقيقت شهادت نامه مرا امضا نمودى مادر كوه باش و همچون كوه استقامت كن لحظه‌اى از نام و ياد خدا غافل مباش در اين راه بكوش كه هر چه بكوشى باز هم كم است قامت را بلند گير و نداى الله اكبر و خمينى رهبر سر داده و فرياد شهيدان راه خدا را به مردم برسان كه همانا فرياد پيروى كردن از خدا و قرآن و خمينى است.

پدر و مادر و خواهر و برادرانم امكان دارد اتفاق واقع شود كه جنازه من به دست شما نرسد آن گاه به ياد شهداى كربلا بيافتيد و ناراحتى به خود راه ندهيد و هر وقت دلتان گرفت به گلزار شهداى بهشت زهرا برويد و بر مزار اين همه شهيد بنگريد.

آن وقت درد خود را فراموش خواهيد كرد. در پايان از همگى مى‌خواهم كه در هر حال پيرو ولايت فقيه باشيد و هميشه روحانيت را سرمشق خود قرار دهيد و با كفار و منافقين و با آمريكا و شوروى و ديگر قدرتهاى شيطانى با تمام قوا بجنگيد و انتقام خون شهيدان را بگيريد و هميشه امام عزيز را دعا كنيد هيچ وقت امام را از ياد نبريد.

والسلام على من التبع الهدى

(عليرضا رجبى)

منبع: اداره امور فرهنگی، تبلیغات، هنری و اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده