بعدهاي‌ معنوي‌ امام‌ بيشتر دقيق‌ بشويد و سعي‌ كنيد عظمت‌ او را بيابيد و خود را تسليم‌ او سازيد. صداقت‌ و اخلاص‌ خود را همچنان‌ حفظ‌ كنيد.


یازدهم بهمن 1349 ، در شهرستان زنجان به دنیا آمد. پدرش قبل هعلی، نانوا بود و مادرش زهرا نام داشت. تا پايان دوره راهنمایی درس خواند. آلومینیوم کار بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیستم دی 1365 ، با سمت تیربارچی در شلمچه بر اثر اصابت گلوله به پاها و سر، شهید شد. مدفن او در مزار بالای زادگاهش واقع است.

وصيت‌ نامه‌ي‌ شهيد علي‌ اكبر آريغ

خدايا هوي‌ هاي‌ بهشت‌ را مي‌ بينم‌ چه‌ غوغايي‌! حسين‌ به‌ پيشواز يارانش‌ آمده‌ چه‌ صحنه‌اي‌ فرشتگان‌ ندادهندكه‌ همرزمان‌ ابراهيم‌ ،همراهان‌ موسي‌ ، همدستان‌ عيسي‌، همكيشان‌ محمد و همسنگران‌ علي‌ ،همفكران‌ حسين‌، همگامان‌ خميني‌ از سنگر كربلا آمده‌اند چه‌ شكوهي‌!.

خدايا به‌ محمد (ص‌) بگو كه‌ پيروانش‌ حماسه‌ آفريدند.به‌ علي‌ (ع‌) بگو كه‌ شيعيانش‌ قيامت‌ بپا كردند.به‌ حسين‌ (ع‌)بگو كه‌ خونش‌ در رگها همچنان‌ مي‌ جوشد. بگو ازخونها، سروها روئيد. ظالمان‌ سروها را بريدند اما باز هم‌ سروها روئيد.

برادران‌! استغفار و دعارا از ياد نبريد كه‌ بهترين‌ درمانها براي‌ تسكين‌ دردهاست‌ و هميشه‌ بياد خدا باشيد و در راه‌ او قدم‌ برداريد [تا] هرگز دشمنان‌ بين‌ شما تفرقه‌ نيندازند، از روحانيت‌ متعهد جدا نكنند كه‌ اگر ابرقدرتها چنين‌ كردند روز بدبختي‌ مسلمانها و جشن‌ ابرقدرتهاست‌ . حضورتان‌ را در جبهه‌هاي‌ حق‌ عليه‌ باطل‌ ثابت‌ نگه‌ داريد.

در بعدهاي‌ معنوي‌ امام‌ بيشتر دقيق‌ بشويد و سعي‌ كنيد عظمت‌ او را بيابيد و خود را تسليم‌ او سازيد. صداقت‌ و اخلاص‌ خود را همچنان‌ حفظ‌ كنيد.

اگر فيض‌ شهادت‌ نصيبم‌ گشت‌، آنانكه‌ پيرو خط‌ سرخ‌ امام‌ خميني‌ نيستند و به‌ ولايت‌ او اعتماد ندارند بر من‌ نگريند و برجنازه‌ي‌ من‌ حاظر نشوند،اما باشد كه‌ دماي‌ شهدا آنان‌ رانيز متحول‌ سازد و بر رحمت‌ الهي‌ نزديكشان‌ كند .

سلام‌ مرا به‌ رهبر عزيزم‌ برسانيد و بگوئيد تا آخرين‌ قطره‌ي‌ خونم‌ سنگر اسلام‌ را ترك‌ نكردم‌. با خداوند پيمان‌ مي‌بندم‌ كه‌ در تمام‌ عاشوراها، تمام‌ كربلاها، باحسين‌ (ع‌) همراه‌ باشم‌ و سنگر او را خالي‌ نكنم‌ تا هنگامي‌ كه‌ همه‌ي‌ احكام‌ اسلام‌ در زير پرچم‌ اسلامي‌ امام‌ زمان‌ (عج‌) به‌ اجرا درآيد.

خدايا، بارالها،پروردگارا،معبودا،معشوقا،مولايم‌! من‌ ضعيف‌ و ناتوان‌ كه‌ تحمل‌ درد از دست‌ دادن‌ پاهايم‌را ندارم‌، چگونه‌ تحمل‌ عذاب‌ تو را ميتوانم‌ بكنم‌ ؟!

منبع: اداره امور فرهنگی، تبلیغات، هنری و اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده