خاطراتی که از شهیده فهیمه سیاری نقل می‌شود حجاب و حیای او را در چنان جایگاهی نشان می‌دهد که ایشان در سخت‌ترین شرایط نیز حاضر به کنار گذاشتن این ارزشش‌ها نبوده‌اند.


به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهیده سیاری، اول خرداد سال 1339 در تهران به دنیا آمد.

دوره تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در تهران سپری کرد و سپس به همراه خانواده به زنجان رفت.

در سال 57 از دبیرستان آذر زنجان در رشته ریاضی فیزیک فارغ‌التحصیل شد. وی در سال‌های 56 و 57 که کشور در تب‌وتاب انقلاب بود، جذب پایگاه مسجد حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف زنجان گردید و در آن‌جا توسط بزرگانی چون آیت الله مشکینی و آقای رضوانی از وجود حوزه علمیه خواهران در قم آگاه شد، لذا در سال1357 تصمیم گرفت برای تحصیل علوم آل‌محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم عازم قم شود.

او دو سال در مکتب توحید و در مدرسه علیمه شهید قدوسی از خرمن معارف دینی خوشه برچید. پس از پیروزی انقلاب، که غرب کشور، به‌ویژه کردستان عرصه تاخت‌وتاز گروهک‌های معاند و خطر نفوذ مکاتب و فرهنگ‌های الحادی در میان نوجوانان، قرار گرفت.

وی در 6 آذر سال 1359 کوله‌بار سفرش را بست و به‌همراه یکی از یارانش، راهی شهر بانه شد تا بلکه بتواند با آموزش‌های صحیح دینی در راستای آگاهی‌بخشی به فرزندان مظلوم آن سرزمین، گام‌هایی را بردارد. خانم سیاری به همراه سه بانوی دیگر که قصد سفر به شهر سقز را داشتند موقع عبور از منطقه دیواندره در تاریخ 12 آذر ماشین حامل آنان مورد حمله قرار گرفت و به درجه شهادت نایل آمد.

ازنكات برگزيده:

ازبي بندوباري بيزاربود.حجاب وحياي بالايي داشت."بدم مي آيد ازدخترهايي كه بين راه معطل مي كنند تا مدرسه پسرانه تعطيل شود وهمديگررا ببينند".روزي كه قراربود فرح،براي بازديد به مدرسه شان برود،توي دفترچه اش نوشته بود:"گفته اند هركس حجابش رابرندارد يادرمراسم شركت نكند،ازانضباطش كم مي شود يا اورا اخراج مي كنند.با اين حال من به هيچ قيمتي دراين مراسم شركت نخواهم كرد.حتي اگرمرا اخراج كنند."

برگزیدهای از مناجات شهیده سیاری

خدایا! دردها مختلف و سطح بینش‌ها متفاوت، کارهایم نه‌تنها به‌خاطر خدا نیست، بلکه به‌خاطر خودم نیز نیست. واقعاً از گذشت عمر خود به بطالت افسوس می‌خورم.

خدایا! چقدر پستی و ذلت به‌همراه دارم، چقدر توشه راه کم و چقدر راه، طولانی و بی‌پایان است.

خداوند! از درگاهت خواستارم که در رابطه با اجتماع، خود را آن‌طور به من بشناسانی که خود می‌پسندی.

خدایا! خوب شدن‌ها را از طریق خودت به من نمایان کن، نه کس دیگر.

خدایا! خوبی‌های غیر خودت را در نزد من بی‌ارزش جلوه بده که رسیدن به آن برایم هدف نباشد.

خدایا! قدرتی ده که شناخت اصیلی از اسلام داشته باشم.

خدایا! قدرتی ده که سنجش میان عمل خوب و بد خود را داشته باشیم.

خدایا! قدرتی ده تا ظرف‌های درون خود را از معصیت پر نسازیم.

خدایا! قدرتی ده که ظرف‌های وجودی عمرمان را خالی نگذاریم و به وسیله نیکی‌ها آن را پر سازیم.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده