شهید رمضان حسنی در وصیتنامه خود می‌نویسد: ما براى امتحان آفريده شده‌ايم، خوشا به حال كسى كه از آزمايش الهى پيروز بيرون آيد. خوشا به حال شهداء و خانواده آنها.


به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید رمضان حسنی در دوم خرداد سال 1344 متولد شد و در اول آدر ماه سال 1362 به شهادت رسید.

دوم خرداد 1344 ، در روستای ینگجه از توابع شهرستان زنجان به دنیا آمد. پدرش سبزعلی، کارگر بود و مادرش ربابه نام داشت. دانش‌آموز دوم متوسطه در رشته کشاورزی بود. کشاورزی میکرد.

از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. یکم آذر 1362 ، در پنجوین عراق بر اثر اصابت ترکش به پا و سر، شهید شد.

مزار او در زادگاهش واقع است.

وصيت‌نامه شهید رمضان حسنی

بسم الله الرحمن الرحيم سلام برمهدى موعودو تنها منجى عالم بشريت و نايب بر حقش خمينى كبير و سلام بر رزمندگان كفر ستيز و سلام بر ادامه دهندگان راه حسين‌ابن على (ع)

اينجانب رمضان حسنى، وصيتنامه خود را آغاز مى‌كنم.

حال كه موفق شدم به لطف خدا به ديار عاشقان شتافته، وجود نالايقم را در بين ياوران اسلام و قرآن و در كربلاى مكرر تاريخ قرار دهم.

خدا را سپاس مى‌گويم و از او مى‌خواهم كه اخلاص را با جانم عجين گرداند.

شما اى پدر و مادرم! فراموش نكنيد كه افتخار بزرگى نصيب شما گرديده و امانتى را كه نياز به لحظه لحظه مواظبت داشت به صاحب اصلى تحويل داده‌ايد. اميدوارم كه خوشحال باشيد و حق خويش را بر من حلال كنيد.

ما براى امتحان آفريده شده‌ايم، خوشا به حال كسى كه از آزمايش الهى پيروز بيرون آيد. خوشا به حال شهداء و خانواده آنها.

خداوند! تو گواهى كه هدف ما در اين جنگ، اعتلاى كلمه حق و سرنگونى ستمگران است و اين جوانان كه مردم از دست داده‌اند، جزء بهترين جوانان بوده‌اند. هدفشان حفظ و برقرارى اسلام و قرآن بوده.

اى دوستان من با ايمانى كه به خدا و روز قيامت داشتم. وظيفه شرعى خود دانستم كه پا به عرصه جهاد بگذارم، و شايد در راه خدا كشته شدم ولى آيا كشته شدن را مى‌توان شهادت ناميد.

خدايا! نااميد نيستم من در خود لياقت شهادت نمى‌بينم، ولى آگاهم كه تو، توبه پذير هستى. برادران و دوستان، شهادت يك انتخاب است. انتخاب آگاهانه و مشتاقانه و حركت عاشق است به سوى معشوقى كه نصيب هر كس نمى‌شود ما كه خودمان را پيرو مرام سيدالشهداء مى‌دانيم، بايستى نداى مولايمان را لبيك گوييم. جوانان بايستى خودشان را براى فداكارى و ايثار آماده كنند. پدران و مادران بايستى امانتها را به صاحب امانت يعنى خداوند باز گردانند. خوهران و مادران بايد پيام رسان خون شهيدان باشند.

خدايا! اى معبودم و معشوقم، نمى‌دانم در برابر عظمت تو چگونه تو را ستايش كنم ولى همين قدر مى‌دانم كه هر كس تو را شناخت عاشقت مى‌شود و هر كس عاشقت شد دست از همه چيز شسته و به سوى تو مى‌شتابد، و اين را به خوبى در خود احساس كرده و مى‌كنم.

خدايا! عشق به انقلاب اسلامى و رهبر كبير انقلاب، امام خمينى چنان در وجودم شعله‌ور است كه اگر تكه تكه‌ام كنند و يا صدها بار مرا بكشند و يا زنده كنند و باز بكشند او را تنها نخواهم گذاشت. بار الهى! ما را سرشار از صبر و مقاومت كن و گامهايمان را استوارى بخش و بر كافران پيروزمان كن، من از پدر و مادرم، عاجزانه تقاضا دارم براى من گريه نكنند و مرا در زادگاه اصلى خود (ينگجه) در كنار شهدا دفن بكنند.

والسلام رمضان حسنى

منبع: اداره اسناد بنیاد شهید وامور ایثارگران استان زنجان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده