شهید ذوالفقار رحیمی در وصیتنامه خود می‌نویسد: برادران و خواهران بايد، سجاد (ع) گونه و زينب (س) گونه بمانند و اسلام را گسترش دهند.
به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید ذوالفقار رحیمی در دوم آذر ماه سال 1342 متولد شد و در 21 تیر ماه سال 1367 به شهادت رسید.

وصيت‌نامه

بسم الله الرحمن الرحيم

وصيت مى كنم شما را كه تقواى خدا پيشه كرده و در امورتان نظم داشته باشيد. آن كسانى كه در جنگ سستى ورزند و بهانه آورند، ننگ و ذلت آنان را فرا مى گيرد.

جهاد درى از درهاى بهشت است كه به روى خاصه اولياء گشوده مى شود و بهشت را هفت درب است كه شهداء از درب خاصى وارد مى شوند.

الهى! مرا از آن خاصه اولياءالله قرار ده كه توفيق شهادت و جهاد خالصانه در راهت را به دست مى آورند.

الهى! اگر چه بسيار گنهكارم و سر تا سر وجودم نافرمانى تو است، اما رحم كن و شهادت نصيبم فرما. شهادتى خالصانه، بدون ريا و مقبول درگاهت بدان گونه كن {كه} جسم خونينم، باعث معراج روحم گردد. و امام حسين (ع) شفاعتم كند و

امام زمان (عج) مرا از غلامان و سربازان خود به حساب آورد. سخن بسيار است كه نمى دانم از كجا بگويم از آهنرباى جهاد فى سبيل الله بگويم كه اين براده ناچيز را به سوى خود مى كشد يا از دنياى فانى بگويم كه مى خواهند، نيروى اين آهنربا را خنثى كند.

ديگر بار خداوندا! به من سعادتى عطا فرما تا از دنياى فانى بگويم تا در ميان فرشتگان زمين، يعنى مردان مومن جبهه حق باشم. خدايا! تو كه چنين لطف نمودى و اين بنده ذليل را به سعادت نائل كردى، از تو مى خواهم كه مرا دست خالى باز نگردانى.

از ناخالصيهاى بسيار كه در اعمالم بوده است، بگذرى. توفيق ده تا جانم را در راه تو بدهم و اگر لياقتش را ندارم، لااقل توفيق ده تا قسمتى از بدنم را به تو هديه كنم و سرافراز از آزمون تو در آيم.

خدايا! خودم را شهيد حس مى كنم و احساس مى کنم كه گويى به تو نزديك مى شوم. چرا كه به لطف تو دل بسته ام. چرا كه "ان كان توابا"

الهى! وقتى كسانى را مى بينم كه سوار بر اسب سركش نفس به طرف دنيا مى تازد، دنيايى را كه فردا بايد گذاشت و رفت. از تو مى خواهم كه مرا از آنان قرار ندهى. من نمى توانستم به جبهه نيايم و فرياد "هل من ناصر ينصرنى" امام و امت اسلام را لبيك نگويم. ما بايد برويم و شهيد بشويم تا در آينده اسلام زنده بماند.

ديگر برادران و خواهران بايد، سجاد (ع) گونه و زينب (س) گونه بمانند و اسلام را گسترش دهند. الهى در دنيا از تو يك چيز خواستم و آن شهادت خالصانه ((فى سبيل الله )) است. شهادتى خونين كه در آخرت مايه نجات شود و خلوصى كه سبب استحلاءمى گردد.

پروردگارا! هر چند كه اين جمله جسارت است به درگاه ذات مقدست، اما اين بنده كلامى جز اين ندارم. خدايا! اگر مى دانى كه عاشقت شده ام، مرا به سوى خود فراخوان و الا مرا رشد بده و توفيق تكامل ((الى الله )) نصيبم كن تا لايق شهادت شوم.

خدايا! در اين دنيا سعى كردم كه در راه تو باشم اما گناه و خطاهاى بسيار دارم. از عدالت هراسناكم.

اما چون خودت گفته اى {كه} نااميدى گناه بزرگى است. به لطف تو دل بسته ام. از تو مى خواهم و تو را به ائمه طاهرين قسمت مى دهم كه بر من رحم كرده و مرا جزء شهداى فردوسى قرار بدهى و قلم عفو بر گناهانم بكشى.

مادر عزيزم:

اگر چه رنج بسيار كشيدى و مرا به اين سن رساندى، اميدوارم كه اجر تو را خدا داده با فاطمه (س) و زينب (س) محشور شوى و دعا كنيد، حاصل زحمت شما اين باشد كه من در بهشتى وارد شوم كه زير پاى شما است. از تقصيراتم بگذريد و حلالم كنيد.

ديدار در بهشت انشاءالله

پدر گرامى:

با تشكر خالصانه از زحماتى كه برايم كشيديد و به اميد آن كه اجرش را از خداوند بگيريد و با اصحاب امام حسين (ع) محشور شويد. مى خواهم كه حلالم كنيد. دست شما را اى پدر و مادر عزيز به امر خداوند از دور مى بوسم.

همسر زحمت كشم:

از اينكه نتوانستم، شوهر خوبى برايت باشم، مرا ببخش و دست بچه هايم را{در} دست تو مى گذارم. اميدوارم كه آنان را طورى تربيت كنى كه ادامه دهندگان راه سيدالشهداء باشند.

"اللهم عجل لفرجة صاحب العصر واحفظ امام خمينى حتى ظهور المهدى (عج ) الهى العفو، اللهم احشرنى مع شهداء كربلا"

با حمد و ثناى خاضعانه و خالصانه به درگاه صاحب روز جزاء. "توكلت على الله "

والسلام

بنده ذليل و اميدوار خداوند ـ ذوالفقار رحيمى

منبع: بنیاد شهید وامور ایثارگران استان زنجان
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار