کد خبر: ۴۲۷۲۷۷
تاریخ انتشار: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۷:۱۵
شهید رسول افشاری در وصیتنامه خود چنین از شهادت می‌گوید: عروس ما شهادت است و صفير گلوله عقد ما را خواهد خواند.

به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید رسول افشاری در 20 آیان سال 1343 متولد شد و در 16 اردیبهشت ماه سال 1365 به شهادت رسید.

وصيت‌نامه

(بسمه تعالى))

((انا لله و انا اليه راجعون)بقره 156)

خدمت مبارك پدر بزرگوارم و مادر عزيزم، عرض سلام مى رسانم. اميدوارم در زندگى خوش و خرم بوده باشيد. اميدوارم بعد از رسيدن اين نامه به دستتان هيچ ناراحت نباشيد.

اى مادر عزيز! مرگ براى من عروسى است و اين آرزوى قلبى من بود همانطور كه مولايم على (عليه السلام) فرمودند: ((مسلمان بايد روزى سه بار از خداوند طلب مرگ كند و از مرگ نترسد)).

مادرجان و پدرجان! دوست مى داشتم كه با شما و در كنار شما بودم ولى وقت جهاد و دفاع از دين خداست و اين جهاد فى سبيل الله از همه بهتر است.

پدرجان! اگر اين سعادت نصيبم شد، مانند حبيب ابن مظاهر امام را يارى ده و اگر نصيبم نشد تا آخرين نفس يارى خواهم كرد.

عروس ما شهادت است و صفير گلوله عقد ما را خواهد خواند و در پوششى از خون تازه و سرخ و بارش نقل سرب در حجله سنگر، عروس شهادت را به آغوش خواهيم كشيد.

مادرم! اگر شهيد شدم، روز ختم را مصادف با خواستگاريم و روز هفتم را مصادف با عقدكنانم و روز چهلمم را مصادف با عروسيم برگزار كن. مادرجان! سربلند باش كه مرا در اين راه پرافتخار داديد و نگاه داشتيد.

تو اى برادر و خواهر عزيز كه در سنگر مدرسه، در صف نماز جمعه، شركت در راهپيمايى پشت جبهه را نگه داشته ايد، ما هم با برادران رزمنده حزب اللهى در سنگرها، جان بركف، آماده هر نوع جانبازى هستيم.

اى مادرم و اى پدرم! اگر من شهيد شدم، گريه نكنيد. مرگ حق است و چه بهتر كه در سنگر قرآن و اسلام باشد.

مادرجان و پدر جان! چون عشق به مذهبم اسلام و امامت {داشتم}، زندگى خود را نثار اسلام و امام امت، خمينى كبير، و امت شهيدپرور انقلاب و اسلام مى كنم.

اى پدر مهربان! اگر من شهيد شدم، هيچ ناراحت نباش و گريه نكن. اماممان فرزند گراميش را داد و گريه نكرد، چون مى دانست، رضاى خدا شامل حال اوست.

تو اى برادرم! تو هم بعد از من گريه نكن. مگر امام حسين (عليه السلام) در شهادت عباس گريه كرد؟ و در ضمن اگر شهادت نصيبم شد، مرا ببخش كه تنهايت مى گذارم.

پدر جان! سرت را در جامعه بالا بگير و سينه ات را سپر كن و چهره ات را باز كن و شاد باش و با زبانت بگو كه امانتى داشته اى از طرف خدا و اينك آن امانت در راه خداست و اين امانت را به خدا مى دهم. پدرجان! مگر ابراهيم، خليل الله ، از عزيزترين فرزند خود نگذشت؟ پس ديگر چه غمى؟ ديگر چه ملالى؟ ديگر چه گريه اى؟

تو اى برادر جان! معذرت مى خواهم از تو، شايد يك زمانى من تو را رنجانده باشم. با مادرم خوب رفتار كن. با خواهرانم خوب رفتار كن.

تو اى پدر! تو هم وظيفه دارى، خواهرانم را به شوهر مسلمان و نماز خوان بدهى و از خوهرانم و مادرم واقعا شرمنده ام كه نتوانستم، خدمتى به آنها بكنم.

خداحافظ

رسول افشارى

منبع: بنیاد شهید وامور ایثارگران استان زنجان


نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید