شهید رسول قاسمی در وصیتنامه خود می‌نویسد: شهادت بالاترين تكامل است. از خداوند مى‌خواهم كه نعمت شهادت را نصيبم گرداند.
به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید رسول قاسمی در دوم خرداد ماه سال 1347 متولد شد و در تاریخ 30 فروردین سال 64 به شهادت رسید.

وصيتنامه

بسم الله الرحمن الرحيم

به نام الله در هم كوبنده تمامى ستمگران و ياور مظلومان و مستضعغان. به نام او كه هستى را خلق كرد. سلام و درود بيكران به حضرت ولى عصر مهدى كه جهان در انتظار عدالت اوست و با سلام گرم به شهيدان گلگون كفن خوزستان كه خون گرمشان برخاكهاى اين سرزمين جارى است و با سلام گرم به شهيدان مظلوم كردستان كه خون گرمشان بر تخته سنگهاى سرد آنجا ريخته شده است و با سلام به تمام شهيدان تاريخ اسلام كه با خون خود درخت اسلام ناب محمدى را آبيارى كردند و اكنون مسئوليت آبيارى اين درخت را به ما واگذار نمودند.

شهادت بالاترين تكامل است. از خداوند مى‌خواهم كه نعمت شهادت را نصيبم گرداند و به كليه مشتاقان اين فرصت را عطا نمايد كه از ثواب شهادت بهره‌مند شوند.

از كليه مردم مى‌خواهم با مطالعه تاريخ و بررسى وقايع گذشتگان عبرت بگيرند و به وظيفه فعلى خويش در مقابل اسلام عمل كنند. ما بايد به جنگ با كفار بر خيزيم و دين خويش را اداء نمايم. اما پيام من به ملت شهيدپرور ايران اين است كه راه امام كبيرمان خمينى بت شكن آن اسطوره مقاومت و فضليت را ادامه دهند اى ملت اسلام اى ملت ايران هرگز فريب منافقين و روشنفكران غرب و شرق زده را نخوريد و حامى روحانيت مبارز باشيد.

درود به تو اى پدرم و مادرم خواهر و برادرانم كه با صبر و با كمكهاى خود اسلام و جبهه را پشتيبانى مى‌كنيد از شما مى‌خواهم كه ناراحتى را از خود دور كنيد و به ياد بچه‌هاى شهدا باشيد كه پدرانشان در سنگرهاى حق عليه باطل براى حفظ دين در مقابل دشمن ظالم جنگيدند و مثل حسين عليه السلام به شهادت رسيدند.

از پدر و مادرم و خواهر و برادرانم مى‌خواهم كه در شهادت من گريه نكنند.

اى ملت ايران از شما مى‌خواهم كه قدر رهبر كبير انقلاب را بدانيد و هر چه امام امت مى‌فرمايد، گوش فرا دهيد و نگذاريد قلب امام شكسته شود.

وصيت من به مردم شهيدپرور زنجان اين است كه صف نماز جمعه را پر كنيد و مسجد اين سنگر اسلام را خالى نگه نداريد و در دعاى كميل به ياد جبهه‌ها باشيد و امام امت را اطاعت كنيد و از خداوند متعال بخواهيد تا راه كربلا باز شود.

پدر و مادر عزيزم موقعى كه من به جبهه آمدم بدون اطلاع شما بود.

اميدوارم كه مرا ببخشيد و از كسانى كه از بنده ناراضى هستند طلب عفو مى‌نمايم و از معلمانم به خاطر تعليم من كه زحماتى متحمل شده‌اند نيز طلب بخشش دارم واز همكلاسانم تقاضا دارم كه با درس خواندن خود ضربه محكمى بر دشمنان اسلام وارد كنند و از كليه دوستان حلاليت مى‌طلبم.

گر شهيدم من روسفيدم من

با شهادت خدمت مهدى (عج) رسيدم من

گر تنم صد چاك باشد اندر خاك

طايرم آن سوى جانان پر كشيدم من

مادرم خواهرم بدانيد رزمندگان در جبهه و در سنگرها به دعا و راز و نياز با خداى خود مشغولند و از او مى‌خواهند كه هر چه زودتر قبر شش گوشه آقا اباعبدالله الحسين را همراه با خانواده‌هاى معظم شهدا در آغوش بگيرند و عزادارى كنند. اميد آن روز و ديدار در كربلا.

اگر جا باشد مرا در پيش رسول خالقى دفن كنيد.

رسول قاسمى 29/1/64

منبع: بنیاد شهید وامور ایثارگران استان زنجان
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده