شهید اسمعیل اسماعیلی در وصیتنامه خود به نکات جالبی اشاره می‌کند که نشانگر اخلاص این شهید خداجو است.

به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید اسمعیل اسماعیلی در 9 بهمن ماه سال 1327 متولد و در تاریخ 20 فروردین سال 1362 به شهادت رسید.

وصيت‌نامه

بسم الله الرحمن الرحيم

ومن المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا(احزاب 23)

ما در ركاب حسين زمان شهيد مى‌شويم

وصيت نامه شهيد اسمعيل اسماعيلى

با درود فروان به رهبر كبير انقلاب، امام امت و با سلام به روان پاك شهيدان و امت شهيدپرور ايران. بار خدايا! اى كه ما را هستى بخشيدى و به ما رحمت عطا كردى. اى معبود من! اى پروردگار من! گناهان من را ببخش و مرا بپذير و لياقت شهادت در راه خودت را نصيب ما كن. بارپروردگارا! امام امت ما را، روح خودت را، كه هر چه داريم از رهبرى او داريم، تا انقلاب مهدى زنده نگهدار. يا امام امت! اى امام! از تو مى‌خواهم كه مرا دعا كنى و در آن دنيا شفاعت كنى.

سخنى با شما ملت عزيز به عنوان برادر كوچكتر شما:

لحظه‌اى بينديشيد كه ما چه بوديم و كه بوديم و حال چه هستيم و كه هستيم. ما ملتى بوديم كه در فساد غوطه‌ور بوديم ولى اين دست خدا بود كه از آستين روح الله بدر آمد و ما را ملتى شجاع و الگو و اسوه نمود. ما ملتى تحت سلطه بوديم. هيچ كشورى و هيچ ملتى روى ملت ما حساب نمى‌كرد.

ولى حالا به همت روح الله و رهبرى او ملتى شده‌ايم كه براى همه ملتها نمونه هستيم و در حال حاضر با آمريكا در جنگيم و شما قدر اين امام و رهبرى او را بدانيد كه وحدت و پيروزى شما در زير سايه همين رهبرى و ولايت فقيه است و دست از پشتيبانى روحانيت مبارز برنداريد كه فنا خواهيد شد و با دولتى مكتبى، همكارى كنيد. كه ما ملت مديون اين دولت هستيم. مديون كسانى كه از شب و روزشان گذشته و براى خدمتگذارى به شما ملت زحمت مى‌كشند.

شما اى پدر! از رنج ساليان تو، براى بزرگ كردن من متشكرم. گرچه فرزند از دست دادن سخت است، ولى اميدوارم كه فرزندان ديگرت را هم فداى اسلام و امام كنى و در اين راه از هيچ چيز دريغ نكنى. اگر جنازه‌ام به دستتان رسيد، مرا در كنار شهيد اباصلت و جعفرى دفن كنيد و بر سر مزار من اشك نريزيد، بلكه شربت و شيرينى پخش كنيد.

اگر هم به دستتان نرسيد، هيچ ناراحت نباشيد. چون من فداى اسلام و امامم مى‌شوم. در هر كجا جنازه‌ام باشد، سرزمين خداست و از تمام خانواده‌ام اعم از پدر، مادرم، همسر، خواهر و برادرانم مى‌خواهم كه بر سر مزار من اشك نريزند و لباس مشكى نپوشند.

اى مادر! مى‌دانم كه فرزند از دست دادن سخت است، ولى يادتان است كه هر وقت روضه امام حسين(ع) خوانده مى‌شد گريه مى‌كرديد و حال مادر! ما، در ركاب حسين زمان شهيد مى‌شويم. جان ميليونها انسان فداى يك لحظه عمر امام. هميشه براى امام دعا كن و مرگ بر آمريكا و شوروى بفرست و شيرت را حلالم كن. از زحمات شما متشكرم و تو را به خدا مى‌سپارم.

تو اى همسرم! من را حلال كن و دعا به جان امام كن و هميشه پايدار و مفتخر باش كه همسرت در راه اسلام و امام شهيد شد. بعد از شهادت من آزادى، مى‌توانى همسر ديگرى اختيار كنى و مرا فراموش كنى. راضى نيستم به خاطر من در خانه بمانى و فرزندم محمد و دخترانم زهرا و خديجه را به مدرسه بفرست.

اسمعيل اسماعيلى

منبع: بنیاد شهید وامور ایثارگران استان زنجان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر