شهید مجتبی تاران در وصیتنامه خود می‌گوید: به دوستانم و مردم شهید پرور ایران نیز سفارش میکنم که راه من را ادامه دهند و سنگرها را خالی نگذارند.

به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید مجتبی تاران در دوم خرداد سال 1347 در روستای محسن آباد از توابع شهر زنجان دیده به جهان گشود. وی در سال 1366 در منطقه شلمچه در عملیات کربلای 8 به خیل دوستان شهیدش پیوست.

وصیتنامه شهید مجتبی تارانی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ولاتحسبن الذین قتلو فی سبیل الله اموتا بل احیا عند ربهم یرزقون.

آنانکه در راه خدا کشته شده اند امرده نپندارید بلکه انا زنده اند و نزد خدا روزی میخورند.

درود فراوان بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و درود بر شهدای کربلای حسینی و درود بر سنگر نشینان جبهه‌های حق علیه باطل.

پدر عزیزم و مادرم وقتی که من در این راه شهید شدم و به صف شهدا پیوستم مرا ببخشید و اگر من در این ماموریت و در این حال اسیر شدم مرا به کلی از یاد ببرید که من راه خودم را انتخاب کرده ام و اگاهانه قدم برداشته ام.

ما رزمندگان از این جنگ و جانبازی خسته نمیشویم بلکه روحیه متعالی تری پیدا میکنیم مادرم وقتی که من شهید شدم اسلحه در دست و قران در دست دیگر با تکبیر الله اکبر زمین افتادم فقط در آن لحظه از خدا حضرت مهدی موعود را خواسته ام تا نشانم دهد.

ای مادر عزیزم من به کام خودم رسیده ام اما این دشمن خدانشناس باز هم دست از ستیز نمیکشد و به ستمکاری خود می افزاید. مادر عزیزم بعد از شهادت من برادر کوچک من را به جبهه بفرستید تا سنگر من خالی نماند و به برادرم توصیه میکنم که راه من را ادامه دهد و همچنین به دوستانم و مردم شهید پرور ایران نیز سفارش میکنم که راه من را ادامه دهند و سنگرها را خالی نگذارند و در سنگرهای خود دعای کمیل و توسل بخوانند و به خدای خود راز و نیاز کنند.

من که رفتم و شما را به خدای بزرگ میسپارم ولی به شما سفارش میکنم رهبرمان خمینی را روی چشمانتان بگذارید به گفته های وی عمل کنید و وی را تنها نگذارید و نمازهای جمعه را با صفوف فشرده برقرا نمایید.

انا لله و انا علیه راجعون.

از سوی خدا آمده ایم و به سوی خدا باز خواهیم گشت.

پدر و مادر عزیزم اگر شهادت من ثابت شد پرچم سبزی به درب منزل بزنید.

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

والسلام

منبع: بنیاد شهید وامور ایثارگران استان زنجان


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر